كرد، و در آنجا (1139 ـ 1140)، و در روم به تدريس پرداخت. از 1159، تا هنگام مرگش در 1160، اسقف پاريس بود. گرچه تأليف او صرفاً ديني ــ و در آن زمينه هم متوسط ــ بود، آنچنان تأثيري در فكر قرون وسطا، بهجاي گذاشت، كه بايد بدان توجه كرد. او شرحهاي متعددي نوشت، ولي شهرتش مربوط به چهار رسالهٴ عبارات1 است، كه رسالهاي درسي در باب الهيات است. اين كتاب در اروپاي غربي از رواج فراواني برخوردار شد و گواه آن تعداد شرحها و تحريرهاي آن است. كتابهاي اول، دوم و سوم آن در باب خدا، جانداران و فضايل است، و كتاب چهارم دربارهٴ علايم (شعاير ديني). معلومات پطروس بيشتر از نوع معلومات آباي كليسا بود، ولي از مآخذ متعدد ديگر هم بهره داشت، مثلاً از كتاب يوحناي دمشقي، كه بورگونديوي پيزايي آنرا ترجمه كرده بود (1148 ـ 1150). صورت آثار او خيلي نوتر از معني آنها بود و به مخفيماندن ضعف آنها كمك ميكرد؛ نفوذ آبلار و گراتيان كاملاً در آنها مشهود است.
همچنانكه، آبلار موجب مناقشات و مشكلات فراواني شد، پطروس اساساً محافظهكار، آشتيجوي و بري از خلاقيت بود، و موفقيتش هم در همين بود. رسالهٴ كلمات در 1150 يا 1152، تدوين شد، شوراي چهارم لاتران در 1215، آن را تحسين كرد، و تا چهار سده، اين رساله مهمترين كتاب درسي دانشگاههاي غرب شد.
دربارهٴ آريستيپوس كاتانيايي، پاسكال رومي، ليوي پيزايي، و ژرار كرمونائي
¿ فصل شانزدهم مربوط به مترجمان.
دربارهٴ آلشا كلروويي ¿ يادداشت مربوط به ايزاك استلايي در اين فصل.
دربارهٴ پير پرخوار ¿ فصل بيست و پنجم مربوط به تاريخنويسي.
آلن ليلي2
انسانگرا و اخلاقي فرانسوي، كه در حدود 1128، در ليل، فلاندر، زاده شد. در كلروو به سلك راهبان سيسترسين درآمد، در پاريس تدريس كرد، و اسقف اوسار شد. در 1202، در صومعهٴ سيتو درگذشت. مهمترين تأليفش منظومهاي دايرةالمعارفي است در نُه كتاب به نام رد كلوديانوس.3 وي همچنين يك داستان اخلاقي،4 يك جانورنامه،5 و در حدود 1203، رسالهاي در رد آلبيگاييان نوشت ( ¿ يادداشت اينجانب دربارهٴ كاتارها در فصل دوم، قلمرو مسيحيت).